معرفی معمار

 

 

 

     عبدالحسین پازوکی

     

نگاهی به زندگی و آثار استاد عبدالحسین  پازوکی

          سالها پیش شاید سال 1351 یا 1352 روزی در کتابخانه دانشکده معماری دانشگاه  ملی ایران به دنبال یافتن ایده برای پروژه آن ترم که احتمالا مدرسه ابتدایی یا متوسط ویا کمپوس و خوابگاه  بود کتابها و مجلات را ورق می زدم وسردر گم و گیج به اطراف نگاه میکردم .یک سال بالایی در طرف مقابل میز نشسته و مشغول انجام کارهای خود بود.چند دقیقه ای که گذشت رو بمن کرد و ازم پرسید دنبال چه می گردم  و گفت شاید بتواند در باره موضوع پروژه مورد نظرم کمک کنه . من که از اساتید و آسیستان ها به  جز تعداد انگشت شماری خیری ندیده بودم با اکراه هرچه تمام تر در باره موضوع پروژه توضیحات مختصری دادم.او ابتدا در باره معماری بطور عام و سپس در باره موضوع پروژه من به تفصیل بامن صحبت کرد و پس از آن به معرفی خصوصیات  تک تک استادها و برنامه های درسی پرداخت که تا حدودی چشم و گوش من در باره محیطی که چند سالی در ان  وقتم تلف شده بود و چند سال دیگری را می بایست در انجا بگذرانم  باز شد ..”مشابه این تجربه را من در دوره دبیرستان یکبار با استاد پرویز شهریاری  دبیر ریاضیات در دبیرستان مرجان و یکبار دیگردر دوره دانشکده با استاد دکتر اولیا  داشتم “.

        من سرا پا گوش بودم که پس از چندی گفت “برای ما آدمهای معمولی چند چیز اولیه است که بسیار اهمیت دارند و اگر به آنها دست نیابیم کمبودشان را به شدت احساس می کنیم.اونها یکی داشتن مدرک  تحصیلی دیگری شغل و در آمد قابل قبول سوم زوج مناسب و جهارم فرزند است. من تلاش زیادی کردم  و همچنان ادامه میدم که اینها را بدست بیارم و تا حدودی بهم به دست  آوردم واز آن ببعد فقط و فقط به دنبال کیفیت زندگی هستم.متوجه هستی چی می گم؟”

          شرایط من در ان زمان فاصله زیادی با او داشت و من به هیچ کدام از آن چهار مورد نزدیک هم نبودم .طبیعی است که وضعیت او و خواسته اش برای من چندان قابل درک نبودولی این گفته او تا اعماق ذهنم راه یافت و هرگز فراموشم نشد

         سالها گذشت و از ان دختر جوان  و بی تجربه زنی میانسال و سرد و گرم روزگار چشیده و بازنشسته باقی ماند .یک روز در فیس بوک با نام او برخوردم و تقاضای دوستی دادم و پذیرفته شدم  بلافاصله به پروفایلش مراجعه کردم و پس از مدتی فیلمی از نمایشگاه آثارش در آمریکا را که به نمایش گذاشته بود  دیدم . فیلمبردار بیش از آنکه بر روی آثار و نمایش و معرفی آنها تاکیدی داشته باشد بر روی مراجعین متمرکز شده بود ولی از همان مختصر دریافتم که حدود پنجاه سال پیش منظور او از کیفیت زندگی چه بود؟ و اینکه او کاملا” به خواسته اش دست یافته بود.

          آثاری پر رمز و راز مشاهده کردم که از میزان وحجم کار در یک اثر حیرت کردم هر تابلو پر بود از نمادها و نشانه ها و چهره ها و موجودات اساطیری و   دهها نقش مار و اژدها وجغد و دیگر پرندگان وانسانهای قرون وسطایی و نیز چهره های اساطیری ایران باستان و …

که من با سواد ناچیرم شهامت اظهار نظر کردن در باره آنها را ندارم.

       او عبداحسین پازوکی است و بطور قطع گفته های مرا به یاد نخواهد داشت  چون او مانند پدرش یک معلم است {نمی گویم استاد چون تصور می کنم با فروتنی عمیق او واژه معلم سازگار تر باشد.} او دهها یا شاید صدها دانشجو و شاگرد داشته و بارها و بارها با آنها گفتگو کرده و من نیز قطره ای از آن دریا هستم.

          عبدالحسین پازوکی در 15 مرداد 1321 از پدری خوش سخن و خوش الحان و مادری جدی و سخت گیر در تهران زاده شد.

          در اردیبهشت 1336 مرگ زودهنگام پدر منجر شد که او در 15 سالگی سرپرستی خانواده را به عهده گیرد و به تحصیل شبانه بپردازد.

          طولی نکشید که بالاجبار مدرسه شبانه را نیز رها کرد و مردم کوچه و بازار معلم او در این مقطع از زندگیش گردیدند. پس از مدتی روزنامه فروشی در یک شرکت مهندسین مشاور به نام”تکنو فریکو” به عنوان آبدارچی استخدام گردید و در همان شرکت استعداد و توانایی های خود را نشان داد و نقشه کشی آموخت و در همان جا مشغول به کار شد.

          در سال 1342-43 وارد دانشکده هنرهای تزیینی گردید و در آنجا با تاریخ- لباس و خط پهلوی و میتولوژی ایران و یونان و تاریخ هنر ایران و جهان  آشنا شد ودر همین سال آتلیه کنکور را راه اندازی کرد و پس از چند ماه زنده یاد استاد محمد ابراهیم جعفری به او پیوست.

          پس از مدتی  تغییر رشته داد و در سال 1345-1346به دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران {شهید بهشتی}راه می یافت و در سال دوم  دانشکده اسیستان دکتر ناظاریان استاد طراحی گردید.   

          او تاکنون چندین نمایشگاه در داخل و خارج کشور برگزار نموده از جمله نمایشگاهی در دانشگاه اکلاهما که یک اثر بزرگ اوبا ابعاد75در 245 سانتیمتر  توسط دانشگاه خریداری می شودو در کنار دو اثر از لویی کان و فرانک لوید رایت نصب می شود…….او در دانشگاههای علم و صنعت و انستیتو تکنولوژی ایران و دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران{شهید بهشتی} تا سال 1390به تدریس پرداخته و در سال 1390 بازنشسته شده است.

          در گالری علیها در 28 آبان 1400 نمایشگاه انفرادی دیگری از طراحی های او در تهران برگزار شد و من بعد از حدود پنجاه سال دوباره با چهره آن معلم مهربان و به یادماندنی روبرو شدم  و این ملاقات را بسیار ارج می نهم.

          در زیر چند یادداشت از شاگردان ایشان را که به نظرم خواندنی هستند آورده ام.

فرناز مقدس:امروز بعد از 37 سال موفق به دیدار یکی از بهترین و تاثیرگذار ترین انسان های زندگیم شدم.مهندس حسین پازوکی. یک معمار بی نظیر و نقاش برجسته معاصر که بی شک همه کسانی که اسم آتلیه کنکور را شنیدند خوب به یاد میارند.

          استاد پازوکی  عزیز در گالری علیها با همکاری همه دوستانی که عاشقانه دوستشون دارن مجموعه ای از ÷اثارشون رو به نمایش گذاشتن که هوش از سر انسان می بره.

          خوشحالم که تونستم دیداری تازه کنم و در فرصت اندکی استاد و رفیق نازنیم را ملاقات کردم.

          محمد گنج علی:جناب پازوکی شده اید یکی از دوستان نزدیک و عزیزم . هر کاری که می کنم با خودم میگم  کاش آقای پازوکی اینجا بود و نظرش را می پرسیدم.گویی سالهای سال است که می شناسمتان . همیشه تصویری که از یک معلم هنر در ذهن داشتم  چیزی شبیه به شما بوده. منش و رفتار بزرگواری و فروتنی تان آموختنی است.اهمیت و نکته بینی و توجه دقیقتان به مردم و جامعه ایران ستودنی است. به این دوستی افتخار می کنم و برایتان آرزوی سلامتی دارم.

          تبریزی:استاد و مشوق و راهنمای بسیار عزیزم. دلتنگتان هستم. شادمان و سر حال باشید. سالمم و فعلا”دارم زبان می خوانم. قرار است در LAGUNA GALLERYتوی یک نمایشگاه جمعی کار بگذارم.

          اگر شما تشویقم نمی کردید نه نمایشگاه دانشگاه نه موزه و نه در این نمایشگاه شرکت نمی کردم و کارهایم داشتند خاک می خوردند همان طور که پنجاه سال خوردند.

          وجودت برکت است……….شاد روزگار و تندرست باشید.

          گالری علیها: استاد پازوکی فقط معلم کنکور نبود معلمی برای تمام فصول زندگیم بود.

معلم راه زندگی نه فقط دانشگاه…….

آموزش هایی که همیشه آویزه گوشم بوده و خواهد ماند.

آتلیه کنکور برای من راه و روش بود و سبک اندیشه با دوستی های ماندگار

افتخار خانواده من دیدار شما هست و خواهد بود و در دل ما جاودان هستید.

          نمایشگاه نقاشی مهندس پازوکی در گالری علیها آبان 1400

 

زهره بزرگ نیا،  نادر عاصمی